بسم رب الشهدا و الصدیقین
گروه فرهنگی شهدای گمنام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه هشتم مهر 1392 توسط کارگروه شهادت
قبل ازگوش کردن ابتدا در پایینترین قسمت نوارهای سمت چپ، موسیقی صفحه را قطع کنید.




نوشته شده در تاریخ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 توسط کارگروه شهادت
وصيت نامه شهيد محمود احمدي
دست ازاين ماه تابان [امام خميني] برنداريد كه روزنه ي اميد مستضعفان جهان و ايران است. پيرو خط امام كه همان خط حزب الله است باشيد.

وصيت نامه شهيد غلامحسين ارباب رشيد
"با مردم برخورد اسلامي داشته باشيد، در راه اسلام و قرآن قدم برداريد و مواظب باشيد كه شيطان باعث دوري شما از خدا نگردد."

ادامه مطلب را بخوانید




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاریخ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 توسط کارگروه شهادت
افسران - غیرت ایرانی



نوشته شده در تاریخ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 توسط کارگروه شهادت
نوشته شده در تاریخ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 توسط کارگروه شهادت
نوشته شده در تاریخ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 توسط کارگروه شهادت
افسران - تقدیم به بچه هایی که او را ندیده اند../.

امام عزیز ...

هرکه هرچه میخواهد بگوید...

ما تورا عاشقانه دوست داریم و تا دم مرگ پیرو شماییم...

و هرکه با تو دشمن است...

برود به درک ...

 




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاریخ دوشنبه دهم شهریور 1393 توسط کارگروه شهادت
نوشته شده در تاریخ دوشنبه دهم شهریور 1393 توسط کارگروه شهادت
نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 توسط کارگروه شهادت

آغازی بر یک پایان




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاریخ سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 توسط کارگروه شهادت
نوشته شده در تاریخ یکشنبه هفتم اردیبهشت 1393 توسط کارگروه شهادت

ابوریاض از مسئولین فعلی در کشور عراق است .ایشان می گفت : در سالهای جنگ عراق علیه ایران فرزندم به اجبار به سربازی رفته بود . بعد از یکی از عملیاتهای ایران از طریق ارتش به من اطلاع دادند که پسرت در جنگ کشته شده .خیلی ناراحت بودم بااتومبیل خودم از بغداد برای تحویل جسد راهی جنوب شدم .به محل تحویل اجساد رفتم .کارت وپلاک پسرم را تحویل گرفتم کارت متعلق به خودش بود . اما وقتی برای تحویل جسد رفتم با تعجب دیدم که این جنازه متعلق به پسرم نیست !!چهره او شبیه بسیجیان ایرانی بود . بسیار نورانی بود !با مسئول مربوطه صبحت کردم . گفتم :این جنازه پسر من نیست .می گفت : مدارک کاملا صحیح است .این جنازه را بردار و ببر !هرچه با او بحث کردم بی فایده بود . کم کم ترسیدم به خاطر این موضوع من را اذیت کنند. لذا جنازه را برداشتم .وبه سمت بغداد حرکت کردم .در راه به این موضوع فکر می کردم که این جنازه کیست . چرا مدارک پسر من همراه این پیکر بوده ! تا اینکه به مسیر کربلا رسیدم .پس از زیارت به سمت قبرستان کربلا رفتم .لذا او را در کربلا به خاک سپردم و راهی بغداد شدم . مدتی بعد اتفاق عجیبی افتاد . اعلام شد که پسر من زنده است و در اسارت ایرانی ها به سر می برد . بعد از بازگشت پسرم اولین سوال من از او در مورد مدارکش بود . اوگفت : وقتی من به اسارت نیرو های ایرانی درآمدم جوانی به سمت من آمد وگفت : کارت و پلاکت را بده ! من هم آنها را به او تحویل دادم . جوان به من گفت : قرار است من در کربلا و در جوار امام حسین ع به خاک سپرده شوم .اما برای رسیدن به آنجا به کارت و پلاک تو احتیاج دارم ! از من حلالیت طلبید!بعد خداحافظی کرد من را به دیگر نیروهای ایرانی تحویل دادوبه سمت جلو حرکت کرد من دیگر از اوخبری ندارم!واقعا عجیب بود.یعنی اوکه بود.چه کسی به اوگفته بوداین کار راانجام دهد.چه کسی به دل ابوریاض انداخته بود این شهید گمنام ایرانی را در کربلا به خاک سپرد.

منبع:کتاب یاران ناب




طبقه بندی: وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها: ابوریاض از مسئولین فعلی در کشور عراق است، شهید گمنام، 1000000008، سامانه شهدا،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 توسط کارگروه شهادت
شهید اصغر وصالی چگونه ازدواج کرد؟

شهید اصغر وصالی «چ»گونه ازدواج کرد؟

بقیه در ** ادامه مطلب... **





ادامه مطلب...
نوشته شده در تاریخ یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 توسط کارگروه شهادت
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 توسط کارگروه شهادت
نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 توسط کارگروه شهادت
 

شهیدی که امتحانش مثل امتحان حضرت یوسف(ع)بود +نامه شهید

صوت استاد انصاریان پیرامون نامه شهیدی که همچون حضرت یوسف در امتحان الهی سربلند بیرون آمد و در جهاد اکبر پیروز شد. . .

     (((     دانلود فایل صوتی    )))




ادامه مطلب...

طبقه بندی: وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها: وصیتنامه شهیدی از عملیات کربلای 4،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 توسط کارگروه شهادت

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

درباره شهید سید على اندرزگو

 

شهید سید على اندرزگو در رمضان سال 1318 شمسى در بازارچه گمرك خیابان شوش تهران در یك خانواده متوسط دیده به جهان گشود. او پس از طى دوران كودكى و در پایان تحصیلات ابتدایى به سبب مشكلات معیشتى ، ترك تحصیل نمود و در یك كارگاه نجارى مشغول به كار شد. از آنجایى كه سید على به علوم دینى علاقه و افرى داشت پس از بازگشت از كار روزانه به منزل ، تا پاسى از شب از چشمه فیاض این علوم بهره ها مى برد و نیز در مسجد هرندى دروس فقه و اصول مى خواند شهید اندرزگو، در نوجوانى و سالهاى شكل گیرى شخصیتش با نواب صفوى آشنا شد. منش و شخصیت این روحانى مبارز در ذهن و ضمیر او اثرى ژرف گذاشت و فرایند این تاثیر روحى ، آشنایى با تشكیلات فدائیان اسلام و راه مبارزاتى آنها بود كه در تعیین مشى مبارزاتى شهید اندرزگو نقش ‍ آفرین بود.




ادامه مطلب...

طبقه بندی: وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها: زندگینامه شهید سید علی اندرزگو،
نوشته شده در تاریخ شنبه دوازدهم بهمن 1392 توسط کارگروه شهادت

من مـی‌‌گویـم که زینـب از ابـن‌سعـد یـاری نخواسـت، زیرا می‌‌دانست ابن‌سعد او را یاری نمی‌‌کند و برادرش را از مرگ نجات نمی‌‌دهد، بلکه هدف او رسوا کردن عمربن‌سعد و کامل کردن این صحنه بود تا درس عبرتی باشد برای همة دنیا و همة انقلابیان و همة حق‌‌طلبان جهان. وقتی عمربن‌سعد سخن زینب را شنید گریه گرد، ولی از او روگرداند و گفت: کار حسین را تمام کنید.

گریـه می‌‌کنـد، ولـی در صدد کشتن حسین نیـز هست؛ گریه می‌‌کند، ولی اهداف حسین را نیز پایمال می‌‌کند. اهداف امام حسین همان دین او است. اهداف امام حسین همان ارزش‌‌هایی است که به آن‌ها ایمان داشت و می‌‌فرمود: «إن کانَ دینُ مُحَمَّدٍ لَم یَستَقِم‌ إلّا بِقَتلِی، فَیَا سُیُوفُ خُذِینِی.» (اگر دین محمد جز با کشته شدن من اصلاح نمی‌‌شود، پس ای شمشیرها مرا دریابید.)




ادامه مطلب...

ادامه تصاویر و فایل صوتی خاطرات جانبازان در ادامه مطلب.




ادامه مطلب...

طبقه بندی: مراسمات، 
برچسب ها: گزارش تصویری، بازدید از مرکز توانبخشی جانبازان شهید بهشتی، ولادت پیامبر اکرم، ص، و امام صادق،
نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و هشتم دی 1392 توسط کارگروه شهادت
 گام (1) : انتخاب  یک شهید :

                                آلبوم شهدا رو باز کنید یا میتونید از عکس بالا کمک بگیرید. اولین ملاک انتخاب شهید قیافه و صورت شهیده. ببینید با لبخند کدوم شهید ته دلتون خالی میشه، ذوق میکنید، به وجد میایید !؟

                                آفرین. درسته. این همون دوست شماست.


  گام (2) : عهد بستن با شهید :

                              یه جا که جلو چشمتون باشه بنویسید و امضاءکنید :

 با دوست شهیدم عهد میبندم پای رفاقتم با او تا لحظه شهادتم خواهم موند و در مسیر رسیدن به خدا ازتذکرات او رو بر نمیگردونم.

  گام (3) : شناخت شهید :
                            
                                 تا میتونید از دوست شهیدتون اطلاعات جمع آوری کنید. ( عکس, متن, صوت, کلیپ, دستنوشته, وصیتنامه, خاطرات همرزمان, خاطرات همسر شهید, پوستر و ....)
بصورت خرید از فروشگاه و  دانلود از اینترنت.


  گام (4) : هدیه ثواب اعمال خود به روح شهید :

  از همین الان هر کار خیر و ثوابی انجام میدید مثل ( نماز واجب و مستحبی, ادعیه, زیارات, صدقه, حتی درس خواندن برای رضایت خدا, روزه و خمس و زکات و ....) سریع در ابتدا یا انتهای آن به زبان بیاورید :

( خدایا طاعت من اگرچه ناقص است ولی یه نسخه از ثوابشو هدیه میکنم به روح دوست شهیدم )

طبق روایات نه تنها از ثواب شما کم نمیشه بلکه بابرکت تر هم خواهد شد !

     توجه : مطمئناً شهید با کمالات و رتبه ای که داره نیازی به ثواب ماها نداره. پس دلیل این گام چیه !؟؟

    جواب : شما با اینکار ارادت و خلوص نیت و علاقتون رو به شهید نشون میدید. یعنی به شهید میگید چیزی بهتر از ثواب اعمال یافت نکردم که تقدیم دوست کنم.


  گام (5) : درگیر کردن خود با شهید :

 سریعا همین الان عکس بک گراند گوشی موبایلتونو عوض کنین و عکس شهید رو بذارید.

از امروز همه پیامک ها و تماس هاتون توسط دوست شما بررسی میشه !

░ همینکارو برای دسکتاپ کامپیوتر هم انجام بدید.

 محل کارتون, کیف جیبی, داشبورد ماشین, هرجا میتونید یه عکس یا نشونه از شهیدتون بذارید.

  صبح بعد از سلام به امام عصر عجل الله، اولین نفر به دوست شهیدتون صبح بخیر بگید و شب هم آخرین شب بخیر...

▒ در طول روز تا میتونید با روح شهید حرف بزنید.

▒ مدام به او و خـــدای متعال فکـــــــر کنید و هرکار دیگری که صلاح میدونید.


   گام (6) : عدم گناه به احترام شهید ! :

                                خود شهید اسم این گام رو گذاشته : آخرین حجاب !

روح شهید تا این گام 5 بسیار بسیار از شما راضیه و تمایل شدیدی به شروع رابطه داره ولی !

 آیا در حضور دوست جدید معنوی و به این باصفایی میتوان گناه کرد !؟

 نگاه هامون, رابطمون با همکلاسی های نامحرم و اساتید نامحرم, چت با نامحرم, غیبت, دروغ, کاهل نمازی, کم فروشی, کم کاری در شغل, بداخلاقی در منزل و ..... 

                                                  جواب این سوال با خود شما....

  گام (7) : اولین پاسخ شهید :

                              کمی صبر و استقامت در گام 6 آنچنان شیرینی ای در این گام برای شما خواهد داشت که در گام بعدی انجام گناه براتون سخت تر از انجام ندادن اونه !

      ░ با توسل به دوست شهید و مصلحت خدا برخی نشانه ها را خواهید دید (ان شاء الله) :  

خواب دوست شهیدتون.        

انواع روزی های معنوی جدید !       

لذت عبادت و نمازهایی با حس و حال جدید !

دعوت به قبور شهدا و راهیان نور جنوب و غرب. 

دوستان معنوی جدید.    

پیامی, نشانه ای, گفتگویی و.....

  گام (8) : حفظ و ارتقاء رابطه تا شهادت :

گام های سختی را گذرانده اید. درسته ؟

      حال به مدد دوست شهید میتونید توسل به ائمه اطهار (سلام الله علیهم) را بصورتی جدید و شیرین تر پی بگیرید...

             و در نهایـــــت به خود خـــــــدا برسید... ( نسئل الله منازل الشهــــــداء)

مطمئنا با شیرینی ای که چشیده اید از این مسیر خارج نخواهید شد... اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا...



منبع :http://mirzabeigi.com




طبقه بندی: وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها: شادی روح شهدا صلوات،
نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و یکم دی 1392 توسط کارگروه شهادت
آیت‌الله بهجت(ره): عیدالزهراء روز بیان مشترکات میان شیعه و اهل تسنن و ترک لعن است

آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به این استفتا می‌نویسند

خاطره تکان دهنده آیت الله مرعشی نجفی 
 
و ....

در ادامه مطلب




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و یکم دی 1392 توسط کارگروه شهادت

آیت الله بهجت (ره):

کسی که وحدت مسلمانان را نخواهد، مسلمان نیست. ائمه ما (ع) در نماز جماعت آنان شرکت می کردند، به جهت اتحاد مسلمانان.

آیت الله بهجت درباره برخی از رفتارها به نام عیدالزهرا فرمودند : " چه بسا ... این کارها موجب اذیت و آزار و یا قتل شیعیانی که در بلاد و کشورهای دیگر در اقلیت هستند گردد در اینصورت اگر یک قطره خون از آنها ریخته شود ما مسبب آن و یا شریک جرم خواهیم بود. شیوه مرحوم آیت الله بروجردی رحمه الله نیز همین بوده است؛ یعنی بیان مشترکات میان شیعه و اهل تسنن و ترک مطاعن و مثالب یا لعن و سب آشکار.

 




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و یکم دی 1392 توسط کارگروه شهادت

بقیه در ادامه مطلب




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 توسط کارگروه شهادت

رسولی

نام: محمد رضا
نام خانوادگی: رسولی
نام پدر: محمد علی
یگان خدمتی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
مسئولیت: فرمانده قرارگاه
استان: تهران
شهرستان: ملارد
شهادت: 22/01/1374
محل مزار مطهر شهید: استان تهران / شهرستان ملارد

با سلام و درود بر رهبر کبیر انقلاب و با درود بی کران بر یگانه منجی عالم بشریت و با سلام بر کفر ستیزان اسلام ، وصیتم را آغاز می کنم . با اینکه من کوچکتر از آنم که برای شما وصیتی کنم ولی دوست دارم همانندبقیه بچه ها وصیت کنم : اول اینکه از تمام شما عزیزان حلالیت می خواهم و امید وارم مرا ببخشید . با این که من کوچکتر بودم برای رفتن به جبهه ، اما در خودم دیدم که می توانم بجنگم ورفتم . مادرمرا حلال کن ؛ از اول بچگی اذیتتان کردم و چون من بچه بودم ، برای بزرگ کردنم خیلی تلاش نمودی و زجرها کشیدی و همچون پروانه بدورم می چرخیدی .از شما خیلی متشکرم وامیدوارم مرا ببخشی و از تو می خواهم برادرم امیر حسین را طوری تربیت کنی که راه مارا ادامه دهد و تو ای پدرم مرا حلال کن و مرا ببخش که همیشه اذییت    می  کردم و امیدوارم مرا ببخشید و شما ای خواهرانم میخواهم مثل همیشه حجابتان را همانطور رعایت کنیدو تو ای برادرم! دوست دارم همانطور در راه اسلام تلاش کنی و تو ای برادر کوچکترم اکبر ! توهم راه برادرت داوود را ادامه ده و از شما تمام امت حزب ا... می خواهم اگر از من بدی دیدید ، من که دستم از این دنیا
کوتاه است مراحلال کنیدو
  مادرم ! دوست دارم همانطور به فعالیت خودادامه دهی و پشت جبهه را خالی ننمائی و همانطور کمک کنی .از شما تمام  عزیزان می خواهم که فقط همیشه لبیک به فرمان آن پیرجماران گوئید و او راتنها نگذارید و سعی کنید غده سرطانی خاور میانه یعنی اسرائیل وشیطان بزرگ آمریکا را از بین ببرید و همیشه سعی کنید کفررا از بین ببریدو آخرین خواهشی که دارم ، مادرم دوست دارم مرا زیر پای شهید محمود حیدری مجد دفن نمائید .دیگر عرضی ندارم .
                                                
       فرزند حقیر شما محمد رضا رسولی 13/5/67 ساعت 15/20                           
      خدایا خدایا تا انقلاب مهدی (عج)  خمینی را نگه دار
                                                                  والسلام علی من اتبع الهدی



منیع :http://www.khomool.ir




طبقه بندی: وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها: http، www، khomool، ir، شهید محمدرضا رسولی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 توسط کارگروه شهادت

بخش شعائر حسينی و هيئت های مذهبی وابسته به حرمين مطهر حسينی و عباسی دستورالعمل های مخصوص برگزاری عزاداری در ايام اربعین حسینی را اعلام کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آستان قدس حسینی، بخش شعائر حسینی و هیئت های مذهبی در عراق و جهان اسلام وابسته به دو آستان مطهر حسینی و عباسی دستورالعمل ها و توصیه هایی را در مورد برگزاری مراسم عزاداری در ایام اربعین حسینی سال 1435 اعلام کرد که رعایت آنها از هیئات مذهبی انتظار می رود.
در این دستور العمل تمامی اعضاء و شرکت کنندگان دسته های عزاداری با شنیدن اذان موظف به برپایی نماز شده و انتظار می رود هنگام نماز از روشن نمودن بلندگوها خودداری کنند.
هیئت امنای دسته های عزاداری موظفند به زمان بندی و دستورالعمل های اعلام شده از این بخش عمل نموده تا از ایجاد ازدحام و بسته شدن مسیر ممانعت شود، هیئتهای زنجیر زنی در روزهای 17 و 18 صفر و هیئتهای سینه زنی در روزهای 19 و 20 صفر به عزاداری می پردازند.
ورود هیئتهای عزاداری به حرم مطهر فقط از درب قبله و خارج شدن از درب "قاضی الحاجات" خواهد بود.
بر اساس این گزارش، رعایت و اجرای تمام دستورالعمل های صادره از نیروهای امنیتی از دیگر نکات مدنظر بوده و ممانعت از ورود افراد ناشناس به دسته های عزا و هیئت های عزاداری، و عدم حمل سلاح های گرم و سرد توسط اعضای هیئت می تواند در مباحث امنتی کارگشا باشد.
در این اطلاعیه همچنین بخش اداری دو آستان مقدس حسینی و عباسی علیهم السلام را ملزم به اجرای زمانبندی و دستورالعمل های صادره دانسته و رئیس هیئت امنای دسته های عزاداری برای عبور از ایست بازرسی ها و ورود به منطقه بین الحرمین موظف به نشان دادن کارت شناسایی هیئت می باشند.

در بخش دیگری از این اطلاعیه، مسؤولین هیئت ها موظف به برقراری امنیت دسته عزاداری خود و چک کردن وسایل صوتی همراه خود شده اند.


منبع : وب سایت رسمی آستان قدس حسینی




طبقه بندی: مراسمات، 
برچسب ها: شعائر عزاداری ايام اربعين حسينی اعلام شد،
نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و دوم آذر 1392 توسط کارگروه شهادت

وصیت نامه شهيد ولی الله محسنی

ولی الله

استان مازندران > شهرستان نور

وصیت نامه طلبه شهيد ولی الله محسنی

«من‌ المومنين‌ رجال‌ صدقوا ما عاهدوا الله عليه‌ فمنهم‌ من‌ قضي‌ نحبه‌ و منهم‌ من‌ ينتظر و ما بدلوا تبديلا». (احزاب/23) برخي‌ از مومنين‌ بزرگ مرداني‌ هستند و به‌ عهدي كه‌ با خدا بسته‌اند كاملا وفا كرده‌اند‌ تا در‌ راه‌ او شهيد شدند و بعضي‌ آنها بر سرپيمان‌ خود بوده‌ و هرگز آن‌ را تغيير ندادند. اين جانب‌ طلبه‌ حقير ولي‌ الله محسني‌ فرزند اسدالله، ساكن‌ شهرستان‌ نور، متولد سال‌ 1343 بنا بر وظيفه‌ شرعي‌ و ديني‌، وصيت‌نامه‌ خود را اينگونه‌ تنظيم‌ و خدمت‌ شما ارائه‌ مي‌دهم‌. «ما مثل‌ حسين‌ وارد جنگ‌ شديم‌ و بايد مثل‌ حسين‌ به‌ شهادت‌ برسيم». (امام‌ خميني‌) با درود و سلام‌ بر حضرت‌ مهدي‌ موعود (عجل الله تعالي فرجه) يگانه‌ منجي‌ عالم‌ بشريت‌ كه‌ بر قله‌هاي‌ سر به فلك‌ كشيده‌ غرب‌ و كردستان‌ تا دشت‌ پهناور خوزستان‌ و جنوب‌ فرماندهي‌ مي‌كند.
با درود و سلام‌ بر نايب‌ برحقش‌ امام‌ امت‌ آن‌ پيري‌ كه‌ گوشه‌ جماران‌ با نداي‌ «هل‌ من‌ ناصر ينصرني»‌اش‌ مسلمين‌ را به‌ مبارزه‌ عليه‌ كافران‌ و يزيديان‌ زمان‌ فرا مي‌خواند كه‌ تاكنون‌ عده‌ زيادي‌ از عزيزان ‌كشور اسلامي‌ در پاسخ‌ به‌ اين‌ ندا به‌ درجه‌ رفيع‌ شهادت‌ نايل‌ شدند. با درود و سلام‌ بر تمامي‌ شهدا از صدر اسلام‌ تا جنگ تحميلي‌ علي‌ الخصوص‌ شهداي والفجر‌ هشت و نه كه‌ با ايثار خون‌ و جان‌ خويش‌ درخت‌ نوپاي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ را آبياري‌ نموده‌اند وهمچنين‌ درود و سلام‌ بر خانواده‌هاي‌ معظم‌ شهدا، معلولين‌، مجروحين‌ و اسرا كه‌ همچون‌ كوه‌ مقاوم‌ و استوار در برابردشمنان‌ اسلام‌ ايستاده‌اند. با درود و سلام‌ بر روحانيت‌ مبارز و متدين‌ و با درود و سلام‌ بر دلاورمردان‌ جبهه‌ توحيد كه‌ به ‌فرمان‌ امام‌ عزيزشان‌ لبيك‌ گفتند و همچون‌ شيرغران‌ بر دشمن‌ زبون‌ يورش‌ بردند و با درود و سلام‌ بر شما امتي‌ كه‌ به‌ امام ‌خويش‌ وفادار بوده‌ و در اين‌ راه‌ از دادن‌ جان و مال، حتي‌ جگرگوشه‌تان‌ دريغ‌ نمي‌كنيد.
همانا ما از خداييم‌ و به‌ سوي‌ او بازگشت‌ مي‌كنيم‌، حال‌ كه‌ اين‌ جهان‌ فاني‌ و گذشتني‌ است‌ پس‌ چه‌ بهتر كه‌ از بين‌ رفتن‌ ما در راه‌ خدا و دين‌ رسول‌ الله (صل الله عليه و آله) باشد. من‌ با اين‌ نظر و عقيده‌ عازم‌ جبهه‌ شده‌ و از كاشانه‌ و وطن‌ خود هجرت‌ نموده‌ تا بتوانم ‌كمكي‌ هر چند ناچيز به‌ اسلام‌ و مسلمين‌ بكنم‌ و اگر خدا لايق‌ دانست‌ در اين‌ راه‌ به‌ فيض‌ عظيم‌ شهادت‌ نائل‌ گردم‌. هر چند گنه‌كارم‌ و لياقت‌ شهيد شدن‌ و مجاهد في‌ سبيل‌ الله‌ بودن‌ در من‌ نيست‌، ولي‌ خداوند، رحمان‌ و رحيم‌ است‌ و خود به‌ بنده‌اش‌ قول‌ داده‌ كه‌ (ادعوني‌ استجب‌ لكم‌) (بخوانيد مرا تا اجابت‌ كنم‌ شما را) من‌ بارها خواستم‌ خدا را بخوانم‌ و اين‌ خواندن‌ را در جبهه‌ رفتن‌ و مبارزه‌ با دشمنان‌ خدا يافتم‌، تا خدا مرا به‌ عنوان‌ يك‌ بنده‌ توّاب،‌ قبول‌ كند.
بار خدايا! از تو قاصرانه‌ و عاجزانه مي‌خواهم‌ كه‌ با فضلت‌ با ما رفتار كني‌ نه‌ با عدلت‌ كه‌ ما خيلي‌ از عدالت‌ دوريم‌. اما پيام‌ اين‌ حقير به‌ شما مردم‌ حزب‌الله وهميشه‌ در صحنه‌ اين‌ است‌ كه‌ انقلاب‌ اسلامي‌ را حفاظت‌ و نگهباني‌ كنيد، همانطوري‌ كه‌ مي‌دانيد هر انقلابي‌ دو چهره‌ دارد «خون‌ و پيام‌». امام‌ حسين‌ (عليه السلام) در صحراي‌ سوزان‌ كربلا خون‌ سرخ‌ و گرمش‌ را نثار اسلام‌ كرد و حضرت‌ زينب‌ (سلام الله عليها‌) يگانه‌ شير زن‌ كربلا، پيام‌ رسان‌ خون‌ عزيزانش‌ بود و بر همگان‌ معلوم‌ است‌ كه‌ وي‌ در رساندن‌ اين‌ پيام‌ چه‌ سختي‌ها كشيده‌ و چه‌ مصيبتهايي‌ را تحمل‌ كرده‌ تا بتواند پيام‌ و راه‌ برادر را به‌ گوش‌ همگان‌ برساند.
امروز و در اين‌ زمان‌ بهترين‌ عزيزانمان‌ در جبهه‌هاي‌ حق‌ عليه‌ باطل‌ جان‌ خود را در طبق‌ اخلاص‌ گذاشته‌ تا اسلام‌ محفوظ‌ بماند، حال‌ اين‌ شما هستيد كه‌ بايد پيام‌ رسان‌ خونشان‌ باشيد چه‌ مرد و چه‌ زن‌، چه‌ پير و چه‌ جوان‌ همانطوري‌ كه‌ حضرت‌ زينب‌ (سلام الله عليها) در رساندن‌ پيام‌ شهيد دردها و مصيبت‌ها را تحمل‌ كرد شما هم‌ بايد تمام‌ سختي‌هايي‌ را كه‌ در سر راهتان‌ است‌ تحمل‌ كرده‌ وپشت‌ سر بگذاريد همانگونه‌ كه‌ تاكنون‌ پيام‌ رسان‌ خون‌ شهدا بوديد از اين‌ به‌ بعد هم‌ بايد باشيد. ما اثرات‌ اين‌ پيام‌ را امروزه‌ درمصر و سودان‌ و صحراي‌ سينا و آفريقاي‌ جنوبي‌ داريم‌ مشاهده‌ مي‌كنيم‌. آري‌ اين‌ چنين‌ است‌ رساندن‌ پيام‌ خون‌ شهدا كه ‌همانا پيام‌ رهبر ما است‌. امت‌ حزب‌ الله نگذاريد امام‌ تنها بماند و به‌ دشمنان‌ مهلت‌ ندهيد تا دل‌ امام‌ را به‌ درد بياورند.
آنها مي‌خواهند مسأله ‌ولايت‌ فقيه‌ را از ميان‌ بردارند تا بر شما تسلط‌ دوباره‌ يا بند و بدانيد اگر اينها بر شما مسلط‌ شوند ديگر اسلامي‌ وجود نخواهد داشت‌. تا آنجايي‌ كه‌ مي‌توانيد مسأله‌ ولايت‌ فقيه‌ را تقويت‌ كنيد كه‌ تقويت‌ آن‌ تقويت‌ اسلام‌ است‌ و باعث‌ ريشه زدن اسلام‌ درتمامي‌ قلوب‌ مي‌باشد. امت‌ حزب‌ الله به‌ گروهك‌ها اجازه‌ ضربه‌ زدن‌ به‌ اسلام‌ را ندهيد كه‌ آنها در كمترين‌ فرصت‌ بزرگترين ضربه را مي‌زنند و شما اي‌ دولت‌هاي‌ مرتجع‌ منطقه‌ بياييد و دست‌ از كمك‌ و تقويت‌ صدام‌ لعين‌ برداريد كه‌ به‌ فرموده‌ امام صدام‌ حسين‌ رفتني‌ است‌. قدري‌ به‌ خود آييد و بنگريد به‌ چه‌ كسي‌ كمك‌ مي‌كنيد به‌ كسي‌ كه‌ از اسلام‌ ذره‌اي‌ بويي‌ نبرده‌ است‌، امروز كه‌ رزمندگان‌ در جبهه‌ها قدم‌ به‌ قدم‌ به‌ كربلاي‌ حسين‌ و پيروزي‌ نزديك‌ مي‌شوند و نداي‌ صلح‌ بلند مي‌كند! كدام‌ صلح؟‌! در جنگي‌ كه‌ به ما تحميل‌ كردند چطور صلح‌ كنيم‌؟ در صورتي‌ كه‌ قرآن‌ صريحا دستور مي‌دهد «و قاتلوهم‌ حتي‌ لا تكون‌ فتنه‌»(بقره/193) قتال‌ كنيد تا فتنه‌ از بين‌ برود اگر ما صلح‌ كنيم‌ فرداي‌ قيامت‌ كه‌ شهدا در مقابل‌ ما صف‌ كشيده‌اند چه‌ جوابي‌ براي‌ آنها داريم.
ما مي‌خواهيم‌ اسلام‌ دوباره‌ تحقق‌ پيدا كند ما صلح‌ را معتقديم‌ در صورتي‌ كه‌ به‌ نفع‌ اسلام‌ باشد. آنها مي‌خواهند با به‌ ميان‌ كشيدن‌ صلح،‌ جاني‌ دوباره‌ بگيرند و دوباره‌ روانه‌ ميدان‌ شده‌ آتش‌ جنگ‌ را برافروخته‌تر كنند. اما كورخوانده‌اند ما امام‌ رهبري ‌چون‌ امام خميني‌ داريم‌ كه‌ فرماندهي‌اش‌ علي‌ و حسين‌ گونه‌ است‌ و مستقيما با حضرت‌ مهدي‌ موعود (عجل الله تعالي فرجه) رابطه‌ دارد پس‌ ما چگونه ‌صلح‌ كنيم‌؟ صلح‌ ما نمايانگر شكست‌ ما است‌. اما پيام‌ من‌ به‌ شما مسئولين‌: مطلبي‌ كه‌ مرا واداشت‌ صحبتي‌ براي‌ شما داشته‌ باشم‌ عملكردهاي‌ شما بود در سطح‌شهرستان‌، من‌ به‌ عنوان‌ يك طلبه‌ حقير، شما را نصيحت‌ مي‌كنم‌ و شما را به‌ ميدان‌ قتلگاه‌ كربلا و به‌ حلقوم‌ غرقه‌ به‌ خون‌ علي‌ اصغرحسين‌ (عليه السلام)، قسم‌ مي‌دهم‌ كه‌ به‌ نصيحت‌ اين‌ طلبه‌ كوچك‌ گوش‌ فرا دهيد كه‌ خير و صلاح‌ شما را مي‌خواهم.  حضرت‌ علي‌(عليه السلام) فرمودند (التدبير قبل‌ العمل‌ يؤمنك‌ من‌ الندم‌) تدبير و دور انديشي‌ پيش‌ از انجام‌ كار تو را از پشيماني‌ ايمن‌ مي‌سازد.
البته‌ بيان‌ اين‌ مطلب‌ توهين‌ به‌ همه‌ مسئولين‌ شهر نشود. ميان‌ شما عده‌اي‌ انگشت‌ شمار هستند كه‌ مي‌خواهند مردم‌ را از دستگاه ‌قضاوت‌، مسئولين‌ كشوري و در پايان‌ از امام‌ ناراحت‌ و ناراضي‌ كنند. خواهش‌ مي‌كنم‌ دست‌ از شيطنت‌ برداريد و مردم ‌مستضعف‌ را به خاطر يك‌ مسأله‌ كوچك‌ به‌ اين‌ طرف‌ و آن‌ طرف‌ نفرستيد، در حالي كه شما كارهاي‌ يك‌ سرمايه‌ دار و در خط‌ خود را شخصاً و فوراً پي‌گيري‌ مي‌كنيد. چرا بايد در كار مستضعفين‌ ضوابط‌ باشد‌ ولي در كارهاي‌ مستكبرين‌ روابط‌؟ خواهش‌ مي‌كنم‌ با جلسه‌هاي‌ ناحق‌ در لباس‌ شرع،‌ حق‌ مردم‌ را پايمال‌ نكنيد و نگوييد كه‌ فلاني‌ در خط‌ ما هست‌ و فلاني‌ نيست.‌ در ميان‌ مردم‌ باشيد به خدا قسم‌ اگر مردم‌ تاكنون‌ طاقت‌ آورده‌اند به‌ خاطر خون‌ شهيدان‌ و امام‌ عزيز تحمل‌ كرده‌اند ولي‌ اگر كاسه‌ صبرشان‌ لبريز شد تحمل ‌نخواهند كرد و كاري‌ مي‌كنند كه‌ نمي‌توانيد از جايتان‌ بلند شويد!
چه‌ بهتر كه‌ با مردم‌ مهربان‌ باشيد و به‌ خاطر خدا و امام‌ زمان (عجل الله تعالي فرجه) ‌حرف‌ امام‌ را گوش‌ داده‌ و الگو قرارش‌ مي‌دهيد و در عمل‌ كردن. و اما شما برادران‌ روحاني‌ و طلبه‌هاي‌ فاضل:‌ من‌ خود را كوچكتر از هر چيزي‌ مي‌بينم‌ كه‌ به‌ عنوان‌ يك‌ طلبه‌ براي‌ شما پيام ‌بدهم‌ ولي‌ بنابر وظيفه‌ چند مطلبي‌ براي‌ شما بيان‌ مي‌كنم‌ برادران‌ روحاني‌ شما پيشتازان‌ انقلاب‌ بوديد و هستيد مردم‌ را به ‌موعظه‌ دعوت‌ نماييد صيانت‌ و تقوا را پيشه‌ خود سازيد و مردم‌ را به‌ تقوا و اخلاق سليم‌ دعوت‌ نماييد. امام‌ فرمود: مسجد سنگر است‌ سنگرها را حفظ‌ كنيد؛ پس‌ بايد مردم‌ را به‌ مساجد بكشانيد و در كنار مردم‌ باشيد نكند خداي‌ نكرده‌ عالم‌ بي‌عمل‌ باشيد كه‌ اينچنين‌ نيستيد و نكند مردم‌ را به‌ صيانت‌، تقوا، مسجد، نماز جماعت‌ و اتحاد دعوت‌ كنيد ولي‌ خود مسجد نياييد و تفرقه‌ در بينتان‌ موج بزند، متحد و مثل‌ كوه‌ استوار باشيد كه‌ دشمن‌ از اتحادتان‌ مي‌ترسد و امام‌ كه‌ واقعاً اسطوره‌ تقوا و مقاومت‌ است‌ را الگو قرار دهيد.
پدرم‌! اين‌ را مي‌دانم‌ كه‌ نتوانستم‌ در طول‌ زندگي‌ فرزند خوبي‌ براي‌ شما باشم‌ و خدمتهايي‌ را كه‌ شما از من‌ به‌ عنوان‌ فرزند انتظار داشته‌ايد ادا كنم‌. اما شما را به حق‌ محمد (صل الله عليه و آله) قسم‌ مي‌دهم‌ كه‌ مرا عفو نماييد. پدرم‌ اين‌ را مي‌دانم‌ كه‌ هر فرزندي‌ پيش‌ پدرش‌ عزيز و محترم‌ است‌ و دوست‌ دارد كه‌ در پيري‌ عصاي‌ پدر باشد اما پدرجان‌ آيا من‌ از اسلام‌ عزيزتر هستم‌؟ الان‌ اسلام‌ در معرض‌ خطر تمام‌ ابرقدرت‌هاي‌ جهان‌ است آيا من‌ از حضرت‌ قاسم ‌امام‌ حسن‌ (عليه السلام) و حضرت‌ علي‌ اكبر و فرزند شش‌ ماهه‌ امام‌ حسين‌ (عليه السلام) محبوبترم‌؟ آنها همه‌ براي‌ اسلام‌ شهيد شدند و ما بايد راهشان‌ را كه‌ همان راه اوليا و انبيا مي‌باشد، ادامه‌ دهيم‌. پدرم‌! امروز ما از طرف‌ خداوند مورد آزمايش‌ قرار گرفتيم‌ كه‌ تا چه‌ حد به ‌اسلام‌ توجه‌ داريم‌. درود و سلام‌ بر آن‌ كساني كه‌ از توجه‌ و امتحان‌ خدا سرافراز بيرون‌ آمدند و شما هم‌ يكي‌ از آن‌ سرافرازان ‌هستيد و سلام‌ اولياء خداوند بر شما باد كه‌ اينگونه‌ به‌ اسلام‌ و امام‌ خود وفا داريد.
خدمت‌ مادر گرامي‌ام‌ سلام‌ عرض‌ مي‌كنم‌، مادرم‌! من‌ چه‌ چيزي‌ را مي‌توانم‌ به‌ شما بگويم‌؟ چرا كه‌ شما از فاطمه‌ (سلام الله عليها) درس‌استقامت‌ كردن‌ در مقابل‌ سختي‌ها و پرورش‌ و تربيت‌ فرزند را آموخته‌ و اينگونه‌ مرا تربيت‌ كرده‌ايد‌ و به‌ جبهه‌ حق‌ عليه‌ باطل‌ فرستاده‌ايد‌ و اكنون‌ شاهد جنازه‌ فرزند حقيرت‌ مي‌باشي،‌ مادرم!‌ هرگز يادم‌ نمي‌رود نيمه‌هاي‌ شبي‌ را كه‌ بلند مي‌شدي‌ و دست‌ از خواب‌ مي‌كشيدي‌ تا اينكه‌ صدمه‌اي‌ به‌ من‌ نرسد و خود را به‌ سختي‌ مي‌انداختي‌ تا اينكه‌ من‌ سالم‌ و سرحال‌ باشم.‌ مادرم‌! مي‌داني‌ كه‌ فرزند حسين‌ در گوشه‌ جماران‌ نداي‌ «هل‌ من‌ ناصر» را بلند كرده‌ و كمك‌ مي‌طلبد آيا به‌ كمك‌ رهبرم‌ يعني‌ فرزند زهرا (سلام الله عليها) نروم‌؟ در صورتي كه‌ صدايش‌ در گوشم‌ طنين‌ افكن‌ است‌ كه‌ كيست‌ مرا ياري‌ كند و به‌ ياري‌ قرآن‌ بشتابد.
امروز درنگ‌ كردن‌ برهر فرد مسلماني‌ حرام‌ است‌ چرا كه‌ دين‌ اسلام‌ در معرض‌ خطر تمامي‌ دشمنان‌ الحادي‌، صهيونيستي‌، كمونيستي‌، امپرياليستي‌و سوسياليستي‌ قرار گرفته‌ و اين‌ ما هستيم‌ كه‌ بايد مثل‌ حسين‌ در مقابل‌ آنها ايستادگي‌ كنيم‌، مثل‌ حسين‌ (عليه السلام) شهيد شويم‌، مثل‌حسين‌ (عليه السلام) اسير شويم‌ و مثل‌ حسين‌ (عليه السلام) شاهد كشته‌ شدن‌ بهترين‌ عزيزان‌ و جگر گوشه‌هاي‌ شهرمان‌، از قبيل علي‌ و هادي‌ عزيزم ‌كه‌ واقعاً هادي‌ و رهنما بود و علي‌ عزيزم‌ كه‌ واقعا فرزند خلف‌ قرآن‌ و معلم‌ متعهد و اسطوره‌ تقوا و صيانت‌ بود و ديگرشهداي‌ شهرمان‌ رحمان‌ عزيز، بلباسي هاي‌ شجاع‌ و دلير، و نبي‌ زاده‌ قهرمان‌، شجاعي‌ شجاع، كريم‌ قهرمان‌، نورعلي‌ دلير، ويوسفيان‌ شريف‌ و محمودي‌ سلحشور و ساير شهدا باشيم‌ و صبر و استقامت‌ كنيم‌ چرا كه‌ خداوند به‌ مومنين‌ در راهش‌ وعده‌ داده‌، «ان‌ الله‌ يحب‌ الصابرين‌» خداوند صابران‌ را دوست‌ دارد.

مادرم‌! از تو مي‌خواهم‌ كه‌ در مرگ‌ من‌ چون‌ كوه‌ پر توان‌ باشي‌ و به‌ دشمنان‌ ثابت‌ كني‌ كه‌ گرچه‌ من‌ جگر گوشه‌ام‌ را از دست‌ دادم‌ اما اين‌ افتخار من‌ و هر مادري‌ بايد باشد كه‌ فرزند خود را در چنين‌ راهي‌ فرستاده ‌است‌. مادرم‌! اين‌ را بدان‌ كه‌ من‌ يك‌ امانت‌ الهي‌ بودم‌ كه‌ در دامن‌ شما تربيت‌ و پرورش‌ يافتم‌ و الان‌ زمان‌ دادن‌ امانت‌ به‌ صاحبش‌ فرا رسيده‌ پس‌ چه‌ بهتر كه‌ با چهره‌اي‌ شاد، امانت‌ را به‌ دست‌ خود تقديم‌ پيشگاه‌ خدا كني‌ كه‌ از دامن‌ زن‌ مرد به‌ معراج‌ مي‌رود، تو هم‌ اينچنين‌ پرورش‌ دادي‌ كه‌ خدمتگزار اسلام‌ باشم‌، دستت درد نكند! و شما اي‌ خواهران‌ عزيزم‌! به‌ هيچ‌ كس‌ جز خدا تكيه‌ نكنيد و همچون‌ زينب‌ (سلام الله عليها) راه‌ حسين‌ (عليه السلام) را ادامه‌ بدهيد و اين‌ را بدانيد كه ‌سياهي‌ چادرتان‌ كوبنده‌تر از سرخي‌ خون‌ من‌ است‌ و افتخار كنيد كه‌ برادر خود‌ را در راه‌ خدا از دست‌ داده‌ايد و با شهيد شدنم‌ دو برادر ديگرم‌ مي‌باشند كه‌ راه‌ من‌ و ديگر شهدا را ادامه‌ مي‌دهند.
اما شما دو برادر عزيز و گرانقدرم‌ كه‌ به‌ حق‌ برايم‌ برادري‌ نموده‌ايد؛ بنده‌ شرمنده‌ زحمات‌ شما عزيزان‌ مي‌باشم،‌ با ازدست‌ دادن‌ برادرتان‌ ناراحت‌ نباشيد هر كدام‌ در قبال‌ كارتان،‌ وظيفه‌ تان‌ سنگين‌تر مي‌شود. و تو اي‌ برادر بزرگوارم، علي‌ اكبر كه‌ علي گونه‌ رفتار مي‌كرديد و صبر و استقامت‌تان‌ در مقابل‌ سختي‌ها زياد زياد تحمل مي‌كرديد؛ سنگر مدرسه‌ را حفظ‌ كن و اما تو اي‌ رمضان‌ عزيزم!‌ سلاح‌ افتاده‌ مرا برگير و نگذار خون‌ سرخ‌ من‌ خشكيده‌ شود. به‌ فرامين‌ امام‌ از ته‌ دل‌ گوش‌ فرا ده و هرگز سرپيچي‌ ننما، شكرگزار اين‌ انقلاب‌ الهي‌ باش و مثل‌ كوه‌ استوار باش، در مقابل‌خائنين‌ به‌ انقلاب‌ پايداري‌ كن و انقلاب‌ اسلامي‌ را حفظ‌ و حراست‌ بنما. تا باشد خداي‌ سبحان‌ اجر و مزد در آخرت‌ به‌ تو عطا فرمايد. مرا حلال‌ و عفو نماييد چون‌ خيلي‌ به‌ شما دو برادر رنج‌ و سختي‌ دادم‌ و شما آن‌ را تحمل‌ مي‌نموديد. در خاتمه‌ از كليه‌ شهروندان‌ و دوستان‌ و آشنايان‌ و فاميل‌هايم‌ مي‌خواهم‌ در صورتي كه‌ رفتار و برخوردم‌ را ناشايست‌ ديديد مرا عفو نماييد و از تمام شما‌ التماس‌ دعا دارم‌، به‌ اميد پيروزي‌ رزمندگان‌ اسلام. . . «والسلام‌» ولي‌ الله محسني‌ 25/12/64 استان: مازندران شهرستان: نور تولد: 16/12/1343 شهادت: 8/3/1365- فاو

 

www.farzandanezahra.com




طبقه بندی: وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها: وصیت نامه شهيد ولی الله محسنی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه نوزدهم آذر 1392 توسط کارگروه شهادت

وصیت نامه شهيد اسماعيل شکوری

اسماعیل

 

استان مازندران > شهرستان تنکابن
وصیت نامه طلبه شهيد اسماعيل شکوری
ان الله اشتري من المومنين انفسهم واموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل‌الله فيقتلون ويقتلون وعداعليه حق في التوراه والانجيل والقران و …) (توبه/111)خداوندازمؤمنان جانهاواموالشان را خريداري مي‌کند که در برابرش¬بهشت¬براي آنهاباشد.آنهاکه درراه خداپيکارمي‌کنند،مي‌کشندوکشته مي‌شوند،اين وعدة حقي است که درتورات وانجيل وقرآن ذکرفرموده وچه کسي ازخداوندبه عهدخودوفادارتراست.اشهدان لااله الاالله واشهدان محمداً رسول الله و اشهدان علياًولي الله.شهادت¬مي‌دهم-جزخداي¬يکتامعبودي¬نيست وشهادت مي‌دهم که حضرت رسول اکرم-صلي الله عليه وآله- بنده وفرستاده اوست وشهادت مي‌دهم که علي واولادگرامي‌اش ونايبانش درزمان غيبت ولي اواست.شهادت مي‌دهم که امام،نايب امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف- مي‌باشدوشکي دراين امرنيست؛چراکه خداوندخودمي‌فرمايد: «اطيعوا الله واطيعواالرسول واولي الامرمنکم» (نساء/59) وهرکس اطاعت امام خميني نکند،ملحدوکافراست وامروزمسلمين بايدآگاه باشندخصوصاًجامعه‌اي که انقلابي است،بدانندکه ابوموسي اشعري که مي‌توان اورامجسمه حماقت وخودخواهي ناميد،با اينکه چندين¬سال¬اززندگي¬خودرادرمجالست¬ومصاحبت بارسول اکرم-صلي الله عليه وآله- به سربرده،ولي درنتيجه خودخواهي و حماقت و کوته فکري خود هرگز نتوانست هدف‌هاي ترقي بخش اسلام را درک کند و به اهميت اسلام پي ببرد. آن چنان که پيغمبر مي‌خواست. علي -عليه السلام- مظهر انقلاب، جنبش، اعتلا و سربلندي اسلام و ابوموسي خواستار سکوت و قناعت به وضع موجود بود. وي مي‌گشت تا در ميان آيات و روايات اسلامي مطالبي را به دست آورد که مردم را به سکوت وسازش و صلح تحميلي دعوت کند، تا بدين وسيله مسلمانان را از حرکت و جنبش که به رهبري وليّ زمان آغاز کرده بودند باز دارد و امروز ما نيز شاهد ابوموسي‌ها هستيم و در اين جا از برادران و خواهران مسلمان مي‌خواهم که تنها گوش به فرمان رهبري امام و روحانيت اصيل و مبارز -که همانا علي‌گونه مردم را رهبري مي‌کنند- باشيد و خط‌هايي چون ابوموسي‌ها را به مردم معرفي کنيد و نگذاريد که مردم فريب اين‌ها را بخورند. البته مردم خود آگاهند! به ياد داشته باشيد که ديگر فريب روباه‌ها و مارهاي خوش خط و خال را نخوريد و نکند خداي نکرده ديگربار ياوران امام و روحاني اصيل را تنها بگذاريد. هميشه يادتان باشد که مومن از يک سوراخ دوبار گزيده نمي‌شود. نگذاريد به همان سادگي که شهيد مظلوم بهشتي را از ما گرفتند، اين بار در هدف‌هاي شيطاني خود پيروز شوند و اين را هميشه از من داشته باشيد که تا روز قيامت ما چون شهيد مظلوم پيدا نخواهيم کرد. اما چند توصيه براي برادران حزب الله و امت شهيد پرور دارم: 1- اين که برادران حزب الله عطوفت داشته باشيد و براي خدا کار کنيد و هميشه در کارها رضاي خدا را بخواهيد. قوي دل باشيد و نترسيد. با خلوص نيت کار کنيد. ما مقلد امام هستيم، سعي کنيد پايگاه را که خانه اصلي برايم بود گرم نگه داريد و جوانان را جذب آن نماييد. 2- برادران حزب الله و امت شهيدپرور! خداي نکرده يک وقت رفاه زندگي و راحت طلبي را پيشه خود نسازيدکه اين از آفات انقلاب است و خواست دشمنان انقلاب هم همين است و هيچ وقت دنبال مال و منال دنيا نباشيد، از آرزوهاي دور بپرهيزيد؛ زيرا که ارزش مال و ماديات به همين مختصر زندگي روزمره است که داريم غرض از مال و منال رفع حاجت است، ولي اين را هم بدانيد که امام حسين -عليه السلام- فرموده‌اند از ما نيست کسي که دنيا را براي آخرت و آخرت را براي دنيا نخواهد. زندگي و مال مي‌گذرد، آن چه ارزش دارد انسانيت و تقوا وايمان است. من مدتي که در اين روستا زندگي کردم و از آن زماني که به واقعيت اسلامي ‌خود واقف شدم، خواستم که همه مردم در راه اسلام قدم بردارند، تشکيل جلسات و بيان مسائل با اين زبان الکن خود نشانة آن است. اين وظيفه من بوده در روستا بيکار نباشم و زندگيم خدمت بود، اما چه ناجوانمردانه عده‌اي در جواب خدمت‌ها فحش وغيبت نثارم مي‌کردند. من هيچ گاه نمي‌توانستم با اعتقاد خود در روستا بي تفاوت باشم؛ چرا که مي‌دانستم بي تفاوتي در جامعه مرگ انسان مسلمان است. بدانيد امروز هر کس بخواهد در روستا زندگي کند اما دلش براي اسلام نسوزد و مثل حيوان بخورد و بخوابد و اعمال آنها را انجام دهد، اين نشانه مرگ سياه اوست. اگر برادران و خواهران روستا در برخورد‌هايم خلافي ديديد به بزرگواري خود مرا مي‌بخشند. پايگاه مقاومت و انجمن اسلامي خانه اصلي شماست و من نويسنده در آن بزرگ شدم؛ لذا سعي کنيد خود و فرزندان خود درپايگاه فعاليت نماييد. مسلمان نبايد از نهادهاي انقلابي به دور باشد. از توطئه دشمنان داخلي نترسيد. 3- شما خانواده محترم شهدا، اي کساني که خداوند در حقتان لطف کرده است و شما را خانواده شهيد قرار داده، عظمت وجلال و حيثيت خويش را حفظ کنيد. کاري نکنيد که خداي نکرده شهدا ناراحت شوند و نگذاريد به عنوان شهيدان شما عليه انقلاب و اسلام تبليغ کنند. فرزندان شما براي خدا و راه اسلام شهيد شدند. البته طوري دشمنان حرکت مي‌کنند و فعاليت مي‌کنند که شايد خود شما خانواده شهدا هم متوجه نشويد و خانواده محترم شهدا با اعضاي پايگاه و سپاه مأنوس باشيد و با آنها همکاري کنيد که به وجود شماها احتياج است. شما با شرکت کردنتان، پوزه دشمنان اسلام را به خاک بماليد. 4- به مسئولين مملکتي است و آن اين که حزب الهي‌ها را تقويت کنيد قاطع باشيد و به مستضعفين برسيد و از کاعذبازي‌ها دوري کنيد. امروز اين مستضعفين هستند که شما را به رياست رسانده‌اند، قدر آنها را بدانيد و نگذاريد آن‌ها قهر کنند. شياطين مي‌خواهند امت اسلام را از جنگ دل سرد کنند. اين‌هايي که دايه مهربانتر از مادر شده‌اند. براي جوانان و شهداي امت اسلام اظهار دلسوزي کنيد و با آنها رفت و آمد داشته باشيد. 5- و اما شما اي خائنيني که در جلسات و شب نشيني به امام و جمهوري اسلامي فحش مي‌دهيد، چه کاره انقلاب هستيد؟ شما دلسوزي نکنيد. آنها راه خودشان را انتخاب کرده‌اند. مردم ايران درس از اسلام گرفته‌اند، از مادر وهب درس گرفته‌اند ؟ گور خود را گم کنيد. اسلام قيم مردم ماست، رسول خدا قيم امت اسلامي است. تکليف ما 1400 سال پيش مشخص شده است. به رهبري امام عزيزمان يکي پس از ديگري ان شاء الله دستورات اسلام و قرآن را در جامعه اسلامي‌مان پياده و در جهان پياده خواهيم نمود. جوانان حزب الهي امت مسلمان! اين نکته را از من داشته باشيد مرگ سراغ انسان آمدن امروز در بستر، ننگ است، به استقبال شهادت بشتابيد تا مرگ سياه در بستربه سراغتان نيايد. جهاد دري از درهاي بهشت است. نگذاريد علم از دست علمداران اسلام بر زمين بيفتد. سلاح شهدا را برگيريد و بر خصم زبون بشتابيد. از کليه دوستان و آشنايان در روستا اگر در اين مدت چند روزه عمر از من ناراحتي ديده‌اند، مرا به بزرگواري خود ان شاءالله خواهند بخشيد و از کليه دوستان بسيجي روستا طلب بخشش دارم که نکند آزاري از من به آنها رسيده باشد. از پدر بزرگوارم مي‌خواهم حسين گونه شجاع و در اين مصيبت خويشتن دار باشد و در جمع امت مسلمان زياد گريه نکند که دشمنان داخلي خوشحال مي‌شوند. پدر جان! خوشا به حالت از دسترنجت ما فرزندانت را پرورش دادي، واقعاً مربي خوبي برايم بودي و من برايت ناراحتي‌هايي درست کردم، از من راضي باش که خداوند از تو راضي باشد. با همسرم مهربان باشيد، او داغدار است او کسي را غير ازپدر و مادر ندارد. با او خوب بوديد خوبتر باشيد. خانه نيمه تمام را با باقي وام تکميل کنيد تا اگر فاطمه مايل است، در آن زندگي کند. چه کنم جنگ است و کسي که معتقد است بايد شهيد بدهد. اما مادر جان! مي‌دانم ناراحتي، عزاداري، اين شهيد را اگر خداوند قبول کند، از دامن پرمهر تو بود که ما را پرورش دادي من مديون تو و بابا هستم مرا حلال کنيد. از ناراحتي‌هايي که به شما روا داشتم مرا ببخشيد. مادرجان! در جمع مردم ناله نزن، گريه نکن وافتخار کن که فرزند شما در اين راه شهيد شد. صبور باش تا مردم از تو درس استقامت بياموزند. اما خواهر جان! مي‌دانم ناراحتي. صبور و با شهامت باش. خداوند به تو اجر عنايت فرمايد، سعي کن فرزندان خود را با نماز واسلام عادت دهي؛ گريه نکن که دشمن، شاد مي‌شود. از من راضي باش. اما برادران! براي شماها برادر بدي بودم. در زندگي به شماها خيلي لطمه زدم. از من راضي باشيد. صبور باشيد از قول من، از مردم تشکر کنيد. سعي کنيد سرداراني براي اسلام باشيد. با نماز و اسلام خو بگيريد. سعي کنيد درپايگاه با برادران فعاليت کنيد. از کليه فاميل‌ها، دايي‌ها، خاله و ديگر وابستگان نزديکم طلب آمرزش مي‌خواهم. صبور باشيد تا مردم از شما درس بگيرند. اما همسرم: فاطمه! مي‌دانم خيلي ناراحتي مي‌کني از اين که نتوانستم خواسته‌هايت را برآورده کنم، معذرت مي‌خواهم برايم طلب آمرزش کن. اگر در زندگي شوهر خوبي برايت نبودم و زياد شبها تنهايت مي‌گذاشتم، مرا ببخش. خويشتن دار و صبور باش؛ گريه نکن. بعد از شهادت من، هر تصميمي گرفتي آزادي. حتماً مرا حلال کن؛ در مجلس ختم زياد ناراحتي نکن. از پدر و مادرت معذرت مي‌خواهم؛ مرا ببخشند.سعي کنيدبرجنازه من امام جمعه نمازبخواندودرمجلس سوم من ازايشان دعوت بکنيد.ازشمامي‌خواهم که در برنامه سوم يا هفتم ترتيبي دهيد که طلبه عزيزم سيدمهدي هدايتي مقداري صحبت کند. فراموشتان نشود.مرادرکنارمرقدمطهرشهيدچنگيز شکوري دفن نماييد. زياد برايم ولخرجي نکنيد راضي نيستم. ازبرادران پايگاه بخصوص عبادالله وهدايتي مي‌خواهم برايم به صورت دسته عزاداري کنند.ازکليه برادران روستااگراز من ناراحتي ديدند مرا ببخشند. مسجد را آباد کنيد که آن سنگر است. والسلام. اسماعيل شکوري25/ 12/ 1365 روز دوشنبه

 

 

منبع : www.farzandanezahra.com




طبقه بندی: وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها: وصیت نامه شهيد اسماعيل شکوری،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه هجدهم آذر 1392 توسط کارگروه شهادت

پیامبر(صل الله علیه و آله وسلم):
هرکس ازروی صدق شهادت راطلب کند،خداوندبه او((ثواب)) آنرا عطاخواهد کرد،هرچندبشهادت نرسد.
کنزالمعال،ج4،ص421،ح11210



نوشته شده در تاریخ یکشنبه دهم آذر 1392 توسط کارگروه شهادت
امام باقر علیه السلام فرمودند :

 اولین قطره خون شهید کفاره گناهان اوست مگر بدهیها، که کفاره آن ادای آن است.
 
وسائل الشیعه، ج13، ص85، حدیث5



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 توسط کارگروه شهادت

روز تولد مادرم بود ...


روز تولد مامانم بود

من و آبجیم میخواستیم برا مامانم کادو بخریم، اما نمی دونستیم چی  مناسبه

دختر خاله ام می گفت: براش لوازم آرایشی بخرین، اینطوری زخمای صورتش معلوم نمیشه،

...زشته یه معلم با سر و صورت زخمی و کبود بره سر کلاس

مامانم خوب می دونست آرایش کردن برا شوهرش خیلی ثواب داره

اما هیچوقت برا خودش از این چیزا نمی خرید،

چون هر چی پول داشت رو خرج دارو و بیمارستان بابا می کرد...

بابا هم که همیشه کتکش می زد، فحش میداد و ...

من و آبجیم هم فقط گریه می کردیم

بابام همیشه اینطوری نبود

فقط وقتی موجی میشد، اینکار رو می کرد

می دونستم دست خودش نیست... می دونستم مامان رو دوست داره

تازه هنوز از قهرمانی های مادرم نگفتم

وقتی بابا رو موج می گرفت، ما رو می برد توی اتاق

بعد خودش می رفت جلوی بابام تا کتک بخوره

اونقدر از بابا کتک می خورد که از حال می رفت

بهش گفتم: چرا اینکار رو می کنی؟

می گفت: آخه اگه من نروم جلو، بابات خودش رو میزنه

من نمی خوام خودش رو بزنه... من بابات رو دوست دارم

می خوام توی اجرش شریک باشم

می خوام یه ذره از فداکاری های زمان جنگش رو جبران کنم

بابا هم مامان رو خیلی دوست داشت

خودم می دیدم وقتی آروم میشد و می فهمید مادرمو زده، زار زار گریه می کرد

می یومد و دست مامانمو می بوسید... با گریه معذرت خواهی می کرد

اونوقت همگی گریه می کردیم...

بابا...

مامان...

من و آبجیم...


                                           خاطره ای از زندگی یک جانباز شیمیایی

منبع : http://6gushe.blog.ir




طبقه بندی: وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها: خاطره ای از زندگی یک جانباز شیمیایی،
قالب وبلاگ